تبليغاتX
بی حاشیه
                 مادرم فاطمه جان ، اشفعی لنا فی الجنة

style="width: 500px; height: 120px">

متن کامل سخنان مهم و منتشر نشده احمدي نژاد در جمع دانشجويان

 

سخنان رئیس جمهور احمدی نژاد که چند روز پیش در خصوص مسائل مختلف و در جمع دانشجویان عدالت خواه مطرح شد منتشر شد. صحبت های رئیس جمهور حاوی نکات مهمیی باشد که مخاطبان محترم را به خواندن متن سخنان مذکور دعوت می نمائیم:


 

 مقدمه کوتاهي بگويم و سپس به بحثهاي شما اشاره کنم مبارزه حق و باطل و مبارزه براي اصلاح و برپايي عدالت، سخت ترين و سنگين ترين مبارزه طول تاريخ است. اگر کسي خيال مي کند يک روزه و دوروزه و با آمدن و رفتن احمدي نژاد و ديگران مسئله حل مي شود، اشتباه است. البته به معناي نتوانستن و بهتر و بيشتر کار را جلوبردن، نيست. سخت ترين بخش اصلاحات، مربوط به عدالت است. و حتي در بخش فرهنگي کار اينقدر مشکل نيست. خدمت پيامبر اسلام آمدند گفتند توحيد را مي پذيريم به اين شرط که در زندگي و کارهاي ما دخالت نداشته باشي. يعني به عدالت کاري نداشته باشي.
 به اندازه بزرگي کاري که هدف خلقت است، موانع هم وجود دارد. کسي خيال نکند اگر فضاي عمومي کشور به سمت عدالت و اصول برگشت و يا تقويت شد، ديگر هيچ مشکلي وجود ندارد. سال 79 رهبر انقلاب در تحليل شرايط اميرالمؤمنين(ع) اشاره کردند که در طول 25 سال ذائقه هاي مردم را عوض کردند. نمي خواهم بگويم ذائقه مردم ما عوض شده اما در سيستم اداري کشور، فرهنگ، ادبيات و ذائقه ها عوض شده و بسياري از مشکلات مانند ناهماهنگي مديران مياني و کارشناسان به همين بازمي گردد.
 نکته مهمتر اينکه هميشه جريان عدالت با شعار عدالت سرکوب شده است. يعني با تفسير ديگري مقابل عدالت مي ايستند. اصولگرايي، حزب، باند و گروه نيست که در رقابت براي کسب قدرت در مقابل ساير احزاب بايستد. اصل اول اصولگرايي، کار براي خدا، پافشاري بر عدالت و گذشتن از خود و همه چيز متعلق به خود است و الا اينکه تمام خصلتهاي قدرت طلبي و مناسبات قدرت را بياوريم و تابلويي بالاي سرش بگذاريم، بازي است. اصلاح طلبي هم همينطور است. امام حسين(ع) قيامش براي اصلاح بود. نمي شود مناسبات خودخواهي، طاغوت و قدرت طلبي را جمع کنيم و اين تابلو را بالاي آن بگذاريم.
 نکته بعد اينکه بدانيد دولت همچنان در اصلاحات تنهاست. اين معنايش اين نيست که کوتاه بياييم يا روحيه انقلابي را کنار بگذاريم. امام بزرگوارمان فرمود تا ظلم هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم. اگر همه دنيا مقابل ما بايستند، خميني يکه و تنها مقابل آنها خواهند ايستاد. هرچه قدر مقاومتها بيشتر مي شود ما مصمم تر و بانشاط تر وسط صحنه ايستاده ايم.

ادامه متن در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 23:33  توسط   | 

شرکت بلک واتر چگونه کار می کند ؟

 

در سايه سياست‏هاي خصوصي‏سازي كاخ سفيد در دوره حكومت بوش، ما شاهد حضور ابرشركت‏هاي امنيتي خصوصي قدرتمند و با نفوذي نظير بلك واتر و هاليبرتون در عراق هستيم. نويسنده با نگاهي به تلاش شركت امنيتي بلك واتر در جهت گسترش دامنه فعاليت‏هاي بين‏المللي خود در بخش‏هاي جاسوسي، پاسداري صلح، مبارزه با موادمخدر و ارائه كمك‏هاي اطلاعاتي به دولت‏ها و ابرشركت‏هاي تجاري، همراه با تشكيل بخش‏هاي هوايي و دريايي و ساخت سلاح‏هاي جديد انفرادي، معتقد است كه به دليل فقدان نظارت‏هاي قانوني، ما بايك ارتش خصوصي مزدور و بي‏هويت روبه‏رو هستيم كه براي كسب سود بيشتر از هيچ اقدامي فروگذار نمي‏كند.

قتل عام چندي پيش 17 شهروند غيرنظامي عراق در يك حادثه، از سوي مقامات ارتش ما با برچسب "جنايت" روبه‏رو گرديد. چندين پروژه تحقيقاتي هم در اين زمينه از سوي نمايندگان كنگره انجام شد. يك گروه مشورتي نيز معرفي گرديد. مسأله قاچاق سلاح‏هاي غيرقانوني در رسانه‏ها انتشار يافت. خانواده‏هاي قربانيان، از عاملان اين قتل‏عام شكايت نمودند. دادستاني فدرال براي اين اقدام هراس‏انگيز از صفت جنايت جنگي بهره برد. احكام قضايي عاملان اين تيراندازي اعلام مي‏شود. مديران عامل اين قتل‏عام، همچنان از تخفيف‏هاي مالياتي بهره مي‏برند. دولت دست نشانده جديد عراق، نيروهاي آمريكايي را "جنايتكار" مي‏خواند. همه روزه يك رسوايي جديد نيروهاي آمريكايي افشا مي‏گردد و بسياري ايمان دارند كه در يك طرف چنين فجايعي، شركت امنيتي "بلك واتر" قرار دارد. قراردادهاي جديد با بلك واتر منعقد مي‏شود. انتظار انحلال اين شركت بيهوده به نظر مي‏رسد و دامنه قدرت و نفوذ آنان، روز به روز گسترده‏تر و پابرجاتر مي‏شود. به جاي پرده‏پوشي و اميدواري به پايان يافتن چنين رسوايي‏هايي، دولت بوش تنها در صدد تغيير نام و لوگوي تجاري اين شركت است. در پايگاه اينترنتي اين شركت از نوآوري، انسجام و اميد به ساختن دنياي ايمن‏تر، صحبت به ميان مي‏آيد. مالك 38 ساله بلك واتر اريك پرينس در فهرست 50 فرد قدرتمند ايالات متحده، در رتبه 11 ايستاده است، مردي كه به گفته شوراي انتخاب اين نشريه، "با كنترل الگوها و عادات خريد شما، به تغيير فضاي جامعه‏اي كه در آن زندگي مي‏كنيم، كمك مي‏نمايد." در يكي از فعاليت‏هاي اخير عجيب و غريب و باورنكردني بلك واتر، چتربازان آنها در روز اول دسامبر، با يك عمليات فرود آزاد، همراه با پرچم‏هاي شركت، نه در بغداد و يا كابل كه در استاديوم كوالكام سانديگو و در نيمه بازي فوتبال ميان دو تيم سان ديگو استيت و بي‏واي‏يو (BYU) از يك هواپيما، به زمين مسابقه فرود آمدند. از سوي ديگر، آنان سفارش ساخت يك تفنگ 9 ميليمتري جديد 18 دلاري را براي بازي كودكان، با آرم بلك‏واتر به شركت "سيگ ساوير" ارائه كرده‏اند.

گويي بازار امنيتي كنوني عراق، در حال از بين رفتن است. يكي از مديران عالي رتبه بلك واتر نيز چنين پيش‏بيني مي‏نمايد. چند روز پس از اين مصاحبه كه در روزنامه "وال‏استريت ژورنال" انتشار يافت، آنان اطلاعيه استخدام تعدادي از متخصصان امور امنيتي را در نشريات آمريكا انتشار دادند. آنان تاكنون يك ميليارد دلار، از اقداماتشان در عراق، سود خالص به دست آورده‏اند. آنان در حفظ جان مسئولان آمريكايي حاضر در عراق كاملاً موفق بوده‏اند، اما يك راز كثيف در اين ميان وجود دارد. در حقيقت، آنان براي جان شهروندان عراقي، ارزش بسيار كمتري در مقايسه با جان ميهمانان عالي‏رتبه آمريكايي‏ها قايل هستند. اين كارنامه موفقيت‏آميز مي‏تواند سنگ بناي گسترش دامنه فعاليت‏هاي آنان در سراسر دنيا باشد. پرنيس قول مي‏دهد كه شركت متبوعش در همه بخش‏هاي عمليات‏هاي امنيتي و نظامي و اطلاعاتي، به ايفاي نقش خواهد پرداخت. امضاي يك قرارداد 5 ساله به ارزش 15 ميليارد دلار با پنتاگون در بخش مبارزه با موادمخدر، عرصه جديدي را به روي اين شركت گشوده است. قراردادي كه مي‏تواند آنها را به عنوان "پدرخوانده" تجارت جنگ‏افروزي نظير شركت‏هاي "لاكهيد مارتين"، "نورشاروپ گرومن" و "رايتيون" تبديل نمايد.

علاوه بر تجارت رو به گسترش در بخش‏هاي امنيتي و آموزش‏هاي اطلاعاتي، آنان در حال توسعه دامنه فعاليت‏هايشان هستند. در ادامه به تعدادي از پروژه‏ها و برنامه‏هاي در دست اجراي اين شركت توجه كنيد:

_ يكي از شركت‏هاي زيرمجموعه بلك واتر كه دفتر مركزي آن در باربادوس است، در صدد استخدام نيروهاي مورد نياز خود از سراسر دنياست. به علاوه، آنان در حال ايجاد يك گروه پاسدار صلح فرامليتي نيز مي‏باشند تا در مناطق ناآرام دنيا به انجام مأموريت بپردازد.
_ استخدام مأموران بازنشسته سازمان سيا نيز در دستور كار مديران بلك واتر قرار دارد. آنان با اين كار قصد دارند كه خدماتي مشابه فعاليت‏هاي سازمان سيا را در يك بازار آزاد به دولت‏هاي ديگر و يا ابرشركت‏هاي تجاري ارائه دهند.

_ آنان با ساخت تفنگ انفرادي "گريزلي" كه ادعا مي‏شود همه كاره‏ترين اسلحه دنيا مي‏باشد، به يك موفقيت تجاري خيره‏كننده اميد بسته‏اند. چرا كه گفته مي‏شود، با انجام تغييراتي در اين تفنگ، امكان استفاده قانوني از آن در همه بزرگراه‏هاي ايالات متحده فراهم خواهد شد.

_ بخش هوايي بلك واتر هم اينك 40 فروند هواپيما دارد. در اين ناوگان هوايي، از هواپيماهاي توربوتراپ با قابليت فرود بر روي زمين‏هاي معمولي نيز استفاده مي‏شود. آنان با انعقاد يك قرارداد با شركت هواپيماسازي "توكانو"ي برزيل، قصد دارند كه تعدادي از هواپيماهاي شبه‏نظامي "سوپر توكانو" را كه هم اينك براي آموزش خلبانان جنگي در سراسر دنيا مورد استفاده قرار مي‏گيرد، جهت انجام عمليات‏هاي مقابله با شورشيان به كار گيرند.

_ به دنبال انجام آزمون‏هاي مربوط به هواپيماهاي فاقد سرنشين "پولار 400" شركت بلك واتر، گفته مي‏شود كه آنان پس از انعقاد قرارداد با وزارت امنيت داخلي ايالات متحده، مسئوليت كنترل مرز آمريكا و مكزيك را برعهده خواهند گرفت.

در اين ميان، انجام شكنجه‏هاي شرم‏آور كاركنان بلك‏واتر عليه متهمان دستگير شده، به ويژه فرو كردن طولاني سر آنان در زير آب كه با اعتراضات فراواني نيز روبه‏رو گرديده، همچنان با موضع‏گيري جانبدارانه از سوي مديران اين شركت امنيتي روبه‏رو مي‏شود. گويي آنان ميان آنچه را كه قادر به انجام آن هستند و فعاليت‏هايي كه مجاز به دست زدن به آن نيستند، هيچ تمايزي قايل نيستند. در دوره حكومت بوش، اين شركت‏هاي خصوصي از چنان آزادي عملي برخوردار گرديده‏اند كه از نظر افكار عمومي، آنان حتي از فروش كيك كليسا نيز فروگذار نمي‏نمايند. به طور خلاصه اينكه، بلك واتر با تمام توان به سوي جلو پيش مي‏رود. دولت ما، هم اينك به راديكال‏ترين خصوصي‏سازي تاريخ ايالات متحده دست زده است و شركت‏هايي نظير بلك واتر، بيش از پيش براي شعله‏ور كردن آتش جنگ‏هايي جديد، آماده مي‏شوند. بدين ترتيب، تا زماني كه اين سيستم از بين نرود، تغيير نام و لوگوي بلك واتر، تنها بهانه‏اي براي نقش‏آفريني بيشتر در عرصه‏هاي ملي و بين‏المللي خواهد بود، حقيقتي كه مديران اين ابرشركت خصوصي نيز به خوبي آن را درك كرده‏اند.


منبع: www.TheNation.com
نويسنده: جرمي اسكاهيل
منبع: ماهنامه سياحت غرب، شماره 58

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 23:28  توسط   | 

تاربخچه پيدايش قوم يهود در فلسطين

يعقوب فرزند اسحاق، كه او را اسرائيل (بنده خدا) مي‌گويند، دوازده فرزند داشت، كه فرزند چهارمش يهودا بود. يهودا و برادرانش با پدر خود يعقوب، در كنعان (فلسطين) سكونت داشتند، و پس از واقعة معروف حضرت يوسف كه يهودا هم در آن شركت داشت. و در سال 1740 قبل از ميلاد، كنعان را به عزم مصر ترك گفتند.[1] يهود معاصر، كه اكنون در فلسطين سكونت دارند از حيث آن كه به يهودا فرزند يعقوب مي‌رسند يهودي گفته مي‌شوند.[2]
نخستين دولتي كه يهود تشكيل دادند وقتي بود كه طالوت يا ( شاوول ) در حوالي سال 1095ـ 1055 ق.م پادشاه آن‌‌ها شد و پايتخت خود را حبرون ( خليل ) قرار داد. ولي چون داوود، پادشاه گشت، پايتخت را در سال 1049 ق.م به يبوس (بيت المقدس) انتقال داد، سليمان فرزند داوود، كه پس از پدرش مقام پادشاهي و نبوت را حائز گشت، بزرگترين پادشاهان آن‌ها شناخته شده است.
پس از مرگ سليمان پيامبر، دولت آن‌ها به دو قسمت تقسيم شد: يكي در شمال كه پايتختش سامره (نابلس) و ديگري در جنوب كه پايتختش اورشليم (بيت‌المقدس) بود. اين دو دولت مدت دويست سال با هم جنگيدند تا آن كه سرحون، امپراطور آشوري‌ها بر آن‌ها چيره گشت و فرمان داد تا همة يهود را از آن منطقه خارج سازند.
سرزمين فلسطين منطقه‌اي عربي است كه از طرف غرب به درياي مديترانه و از طرف شمال، به جمهوري لبنان و از جانب شرق به نهر اُردن و جمهوري سوريه و از ناحية جنوب به شبه جزيرة سينا كه قسمتي از مصر است محدود مي‌باشد، و به لحاظ جغرافيايي براي ممالك عربي موقعيت بسيار مهمي دارد و در حقيقت پلي است كه ممالك عربي آسيا را به بلاد عربي آفريقا متصل مي‌كند و راه ارتباط و اتصال جزيرة ‌العرب، به درياي مديترانه است. در دوران‌هاي گذشته به فلسطين «ارض كنعان» گفته مي‌شده چون از ابتداء تاريخ، عرب كنعاني در آن جا زندگي مي‌كرده‌اند و نام فلسطين به مناسبت يكي از قبائل « كريتي » كه تقريباً دوازده قرن قبل از ميلاد مسيح در سواحل مديترانه، ميان «يافا» و «غزه» رحل اقامت افكنده بودند و بعداً بنام فلسطينيون معروف شدند، ‌(بر اين سرزمين نهاده شده است.)[3]
صهيونيسم كه يك تشكيلات سياسي بود، هدفش ايجاد يك دولت مستقلّ يهودي در فلسطين و بلاد عربي بود، اين جمعيت بمناسبت يكي از قلّه‌هايي كه در شهر بيت‌المقدس به نام « صهيون » وجود دارد، نام صهيونيسم را براي خود انتخاب كردند.
مظالم و فشارهايي كه در روسيه، لهستان و روماني بر يهود وارد آمد اين فكر را تقويت كرد و كشتار يهوديان روسية در سال 1882 اين آتش افروخته را شعله‌ور نمود.
در نتيجه، يكي از سران يهود «بينسكر» كتابي، به نام «خودمختاري» تأليف كرد و يهود را تحريك نمود كه هرچه زودتر متشكّل شوند، او در اين كتاب مي‌گويد: دنيا با نظر حقارت به يهود مي‌نگرد، زيرا ما در تمام روي زمين وطن و مركز و استقلال نداريم، و همه جا بيگانه به حساب مي‌آييم و علاج اساسي اين است كه يهود عالم، در ارض وطن (فلسطين) جمع شوند و ملت يهودي مستقل تشكيل دهند... .
بدنبال اين پيشنهاد جمعيت عشاق صهيون به وجود آمد و هدف اين جمعيّت؛ احياء زبان عبري، دعوت يهود به مهاجرت به فلسطين و تملّك و آباد نمودن اراضي آن‌جا بود. اين حزب از مجراي كمك‌هاي يهوديان مخصوصاً «بارون ادموند روچيلد» تأمين مي‌شد و در نتيجه موفق شدند كه چند قطعه از اراضي فلسطين را به چنگ بياورند و مشغول عمران آن‌ها شوند.
اين نهضت ابتداءً قابل توجه نبود و هدف سياسي درستي نداشت، تا اين كه «تئودور هرتزل» كه يك نفر نويسنده يهودي از اهل اُتريش است وارد معركه شد. اين مرد تحت تأثير حادثه‌اي كه براي يك يهودي رخ داد، وارد فعاليت‌ گرديد. در اين حادثه يك نفر يهودي فرانسوي به نام «ديفوس» در فرانسه به اتهام جاسوسي به نفع دشمنان فرانسه به محاكمه كشيده شد و پس از چندين محاكمه تبرئه شد.
«هرتزل» كه از اين حادثه سخت متأثر شده بود در سال 1895 كتابي به نام «دولت يهود» تأليف و منتشر نمود. او در اين كتاب نوشت كه راه حلّ گرفتاري‌هاي يهود، تأسيس يك كشور مستقل است.
«هرتزل» در اين كتاب پيشنهاد نمود كه آژانس يهود تشكيل شود تا برنامة مذاكرات و نقشه‌هاي سياسي حزب را تنظيم نمايد و يك شركت يهودي بوجود آيد كه احتياجات اقتصادي و مالي نهضت را تأمين كند.
اولين كنگره حزب صهيونيسم در سال 1897 در شهر «بال» سوئيس تشكيل شد و پس از مشاورت و مذاكرات زياد قطعنامه‌اي صادر شد. دراين قطعنامه برنامة نهضت مشخص شد و فلسطين منطقة مهاجرت و محل تشكيل «ملت واحد يهودي» معلوم گشت، اسم فلسطين به « ارض اسرائيل » مبدل گرديد. پرچم صهيوني و شعار ملي يهود هم معلوم شد، پس از پايان نشست، «هرتزل» اظهار نمود كه : همين امروز ما دولت يهودي را بوجود آورديم.[4]
در سال 1901 همين «هرتزل» به تركيه مسافرت كرد، و از سلطان عبدالحميد در خواست كرد كه در مقابل دريافت مبالغ زيادي به يهود اجازه بدهد تا داخل فلسطين شوند، ولي عبدالحميد اين پيشنهاد را رد كرد.[5]
تصادفاً در همين موقع، در «مرج ابن عامر» يهوديان مقداري زمين خريدند، نمايندگان عرب در پارلمان عثماني، در مورد اين اراضي كه به چنگ يهود افتاده اعلام خطر كردند و مبارزات عليه انتقال اراضي به يهود شروع شد و رفته رفته كار را بر يهود سخت گرفتند.
مشكلات فراواني كه در راه پيشرفت يهود در فلسطين ايجاد شد، آن‌ها را بفكر انتخاب جاي ديگري انداخت، بعد از مشورت «عريش» (عريش بلده‌اي بين مصر و فسطين كه متعلق به مصر است) را انتخاب كردند، ‌هرتزل در اين باره با دولت مصر تماس گرفت و مذاكراتي نمود و حكومت مصر هم تقاضاي او را رد كرد.
دولت انگليس امتياز استعمار «اوگاندا» كه در شمال افريقا واقع است، به هرتزل عرضه كرد؛ يهوديان براي بررسي و مطالعة وضع «اوگاندا» يك كميسيون فني تشكيل دادند و مشغول مطالعة شدند، در اين اثناء عمر «هرتزل» پايان رسيد و در سال 1902 از دنيا رخت بربست.
كنگرة يهود با پيشنهاد مركزيت «اوگاندا» مخالفت نموده و تأكيد كرد كه در فلسطين و يا حداقل منطقه‌اي كه در جوار فلسطين، كه بعداً به فلسطين دست يابند، بايد دولت يهود را تكشيل دهند‌‌ (بايد دولت يهود را تشكيل دهند).
با شروع جنگ جهاني اول ـ كه دامنة آن تا حدود فلسطين كشيده شد ـ يكي از رهبران حزب صهيونيسم بنام «هربرت صموئيل» يادداشتي به اعضاء كابينة انگلستان و نمايندگان مجلس عوام آن كشور تقديم كرد، و پيشنهاد نمود كه يك دولت يهودي تحت نظارت انگلستان در فلسطين بوجود آيد و سه تا چهار ميليون نفري كه در اروپا متفرق‌اند، به آنجا بروند. و بدين ترتيب انگلستان يك حكومت دست نشانده و حافظ منافع خود را در كنار كانال سوئز و مصر ايجاد كرده و نقطه‌اي حساس را از منطقه در اختيار داشته باشد.
مذاكرات در اين زمينه ادامه يافت و موافقت كشورهاي فرانسة و امريكا نيز جلب شد؛ تا سرانجام «بالفور» وزير خارجه انگلستان رسماً قول تشكيل كشور يهودي را به صهيونيسم‌ها داد.
اعلاميه «بالفور» در روز دوم نوامبر 1917 ـ يعني درست يك سال و نيم پس از شروع انقلاب عرب ـ براساس وعده‌هاي انگلستان در مورد استقلال بلاد عربي صادر شد. اين اعلاميه، مخالفت‌هاي عرب‌ها را در پي داشت و «شريف مكه» در اين باره از انگلستان توضيح خواست، ولي انگليس و امريكا به آن‌ها اطمينان دادند كه هرگز استقلال كشورهاي عربي تهديد نخواهد شد و يهوديان فقط قصد مهاجرت و سكونت در فلسطين را دارند و آزادي آن‌ها در حدودي است كه با آزادي سياسي و اقتصادي عرب سازگار باشد.[6]
با پايان جنگ جهاني اول، ‌انگليس براي تحقق دولت يهودي مصمّم‌تر شد. فلسطين به‌طور كامل در اختيار انگلستان قرار گرفت و به عنوان دولت قيّم، ‌قوانين مناسب خود را در آنجا وضع مي‌كرد؛ در عين حال اجازه داد كه آژانس يهود در اين منطقه به فعاليت اقتصادي بپردازد و زبان عبري و انگليسي را در كنار زبان عربي قانوني كرد.
تلاش‌ها براي يهودي كردن منطقة فلسطين و انتقال يهوديان به اين سرزمين ادامه مي‌يافت و مخالفت‌ها و گاه شورش‌هاي كشورهاي عربي با وعده‌هاي فريبنده‌ء انگلستان فروكش مي‌كرد؛ اما همزمان افراد با نفوذ يهودي بر مناصب مهم در فلسطين گمارده مي‌شدند و آنان از راه امتيازات اقتصادي كه به دست مي‌آوردند،‌ مسلمين را تحت فشار مي‌گذاردند به گونه‌اي كه فلسطيني‌ها مجبور به فروش اراضي خود شدند.
درهاي فلسطين به روي مهاجران يهود باز شد در نتيجه، در ده سال اول حكومت سرپرستي (1918-1928) يكصدوده هزار نفر يهودي از اطراف عالم وارد فلسطين شدند. در اين مدت تمام تسهيلات به يهودي‌ها براي توليدات اقتصادي و صادرات و واردات داده مي‌شد؛ ولي بر فلسطيني‌ها سخت‌گيري شده و طرح‌هايي براي خارج كردن آنان از عرصه‌ء اقتصاد به كار گرفته مي‌شد.[7]
تا اينجا مي‌توان گفت بريتانيا نقش اصلي را بازي مي‌كرد، ولي از اين به بعد امريكا وارد كار شده و سرانجام اسرائيل به‌دست او تأسيس شد. در اواخر جنگ جهاني دوم «ترومان» رئيس جمهوري اسبق امريكا درخواست كرد كه تعداد (100000) صد هزار يهودي به فلسطين مهاجرت كرده و فلسطين را بين يهود و مسلمانان تقسيم كنند، با آنكه همين شخص در سال 1947 در پارلمان امريكا اعلام كرده بود كه امريكا هرگز راضي نيست كه سرنوشت ملتي بدون رضايت آنان تعيين گردد. در آن زمان هرچه «مارشال» وكيل وزارت امورخارجه خواست، خطرهاي تقسيم را به «ترومان» گوشزد كند و او را از آن منصرف سازد، فايده‌اي نبخشيد، و پيش از آنكه قواي نظامي بريتانيا از فلسطين خارج شوند، ‌دولت امريكا به اسرائيل اعتراف كرد! اين اعتراف حتي نسبت به نمايندة امريكا در سازمان ملل متحد غير منتظره و ناگهاني بود. در اثر اين اعتراف ناگهاني جنگ خونيني ميان عرب‌ها و اسرائيل شروع شد.
مطابق همين زمان، سازمان ملل متحد، ‌تشكيل جلسه داده و براي رفع اختلافات عرب‌ها و اسرائيل و پايان دادن به جنگ در آن منطق قطع‌نامه تقسيم را صادر كرد. به موجب اين قطع‌نامه، ‌صحراي «نقب» مي‌بايست در دست يهود و «جليل» در دست عرب‌ها باشد،‌سازمان ملل براي اجراي اين قطع‌نامه شخصي به نام «كونت برنادوت» را به فلسطين اعزام كرد و چون عرب‌ها حاضر نشدند صحراي نقب را به يهود واگذار كنند، «برنادوت» پيشنهاد كرد كه اگر عرب‌ها به هيچ نحو راضي نيستند «نقب» را به يهود بدهند، بر يهود لازم است كه «جليل» را گرفته و از «نقب» صرف‌نظر كنند. در اثر اين پيشنهاد، يهود «برنادوت» را كشتند و با آنكه «برنادوت» نمايندة سازمان ملل بود، معذلك قاتل آن آزاد شد.
اين را هم بايد اضافه كرد كه سران كشورهاي عربي در آن جنگ خيانت كردند و در عوض آنكه زمين‌هاي فلسطين را از يهود بگيرند، ‌زمين‌هاي زيادي را هم به آن‌ها دادند در اين جنگ (000/1000) يك ميليون نفر را آوراه كردند و در نتيجه، جنگ به نفع يهود تمام شد.
اسرائيل پس از جنگ، تعداد (202) قريه را تغيير داد و بيش از (200) مسجد را خراب كرد و اكثر مقابر را نبش نمود و حتي سنگ‌هاي روي آن‌ها را دزديده و به يهود فروخت.[8]
در نتيجه، مي‌توان گفت كه اسرائيل با قدرت امريكا و انگليس و غفلت مسلمانان و تلاش يهود به وجود آمد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
ا. تايخ الاسرائيليين، ‌شاهين مقاريوس.
2. تاريخ الحركة الصهيونيه، دكتر آلن تايلر.
3. عصر ظهور، علي كوراني.

---------------------------------------------
[1] . شيرازي، سيدمحمد، دنيا و يهود، چاپ فروغ دانش، انتشارات امين، ص 3
[2] . همان، ص 103
[3] . هاشمي رفسنجاني، علي اكبر، سرگذشت فلسطين يا كارنامة سياه استعمار، ص 21
[4] . همان ص 91 و 92
[5] . شيرازي، سيدمحمد، دنيا و يهود، انتشارات امين، ص 49-48.
[6] . همان، ص 105ـ100.
[7] . مكارم شيرازي، مهدي، بربال انديشه‌ها،‌‌ قم، مدرسة الامام علي بن ابي‌طالب، چاپ اول، ص 399.
[8] . شيرازي، سيدمحمد، دنيا و يهود،‌ ص 58-52.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:26  توسط   | 

 
عبد الله النجدی یکی از مفتیان وهابی در عربستان سعودی در پاسخ به سوالی در باره فوتبال ، حلال بودن آن را مشروط به 14 شرط کرد!
 

 سئوالات و جواب‌هايي كه وي داده است به شرح زير است:

سوال: جوانانی که چیزی از تقوا نمی دانند و به وقتشان اهمیتی نمی دهند و می گویند می خواهیم فوتبال بازی کنیم، می پرسند شروط و ضوابط بازی فوتبال چیست تا ما در ورطه تشبّه به کفار و طاغوتیان و دشمنان دین مثل آمریکا و روسیه و.. نیفتیم.
جواب: به آنها می گوییم اگر اصرار دارید بازی کنید و وقت خود را بگذرانید، باید شروط و ضوابط ذیر را رعایت کنید:
اول: خطوطی چهار طرف دور زمین نباشد؛ زیرا این خطوط ساخته کفار و قانون بین المللی فوتبال است!
دوم: کلماتی که کفار و مشرکان به عنوان قانون بین المللی فوتبال وضع کرده اند، مانند گل و اوت و پنالتی و کرنر و …، گفته نشود زیرا گفتن این کلمات حرام است و هر کس که اینها را بگوید تنبیه و باید از بازی اخراج شود و باید به او گفته شود که به کفار و مشرکین شبیه شده ای…
سوم: هر کس از شما که در اثناء بازی افتاد و دست یا پایش شکست، یا دستش به توپ خورد بازی به خاطر او نباید متوقف شود و به کسی که او را انداخته کارت زرد یا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن یا ضربه دیدن باید به قاضی شرع مراجعه شود تا آن بازیکن حق شرعی خود را همانطور که در قرآن است بگیرد و شما باید شهادت دهید که فلانی عمداً دست یا پای او را شکست…
چهارم: نباید در تعداد بازیکنان با کفار و یهود و نصارا و خصوصاً آمریکای خبیث تبعیت کنید، به این معنا که نباید با یازده نفر بازی کنید، بلکه باید بر این تعداد اضافه یا کم کنید.
پنجم: باید با لباس خواب یا غیره خودتان و بدون شورت ها و پیراهن های رنگارنگ و شماره دار بازی کنید، زیرا این لباسها لباس اسلامی نیست، بلکه لباس کفار و غرب است.
ششم: هر کدام از شما که این شروط و ضوابط را رعایت کرد باید قصدش از بازی فوتبال تقویت بدنی برای جهاد فی سبیل الله و آمادگی برای زمانی باشد که به جهاد فراخوانده شود، نه گذراندن وقت و عمر و شادی از پیروزی ظنّ.
هفتم: نباید زمان بازی را ۴۵ دقیقه قرار دهید، شما باید با کفار و فاسقان مخالفت کنید و در هیچ چیز مشابه آنان نباشید.
هشتم: نباید در دو نیمه ۴۵ دقیقه ای بازی کنید، بلکه در یک یا سه نیمه! بازی کنید تا مخالفت شما با کفار محقق شود.
نهم: هنگامی که یکی از دو تیم بر دیگری غلبه نکرد (تساوی بازی) و آنطور که شما می گویید توپ به دروازه ای وارد نشد، نباید برای بازی وقت اضافی یا پنالتی در نظر بگیرید (تا یکی پیروز شود)، بلکه بلافاصله بازی را تمام کنید، زیرا بازی به این طریق عین اجرای قوانین بین المللی فوتبال است!
دهم: در بازی فوتبال شخصی را به عنوان داور انتخاب نکنید، زیرا بعد از لغو قوانین بین المللی همچون گل و اوت و پنالتی و کرنر و… وجود او دلیلی ندارد! بلکه بودن او تشبّه به کفار و یهود و نصار و اطاعت از قوانین بین المللی است.
یازدهم: نباید در اثناء بازی، گروهی از جوانان جمع شوند و شما را تماشا کنند، چون قصد شما ورزش و تقویت بدنی است پس دلیلی ندارد آنها شما را نگاه کنند! هر چند که بگویید آنها باعث تشویق شما در تقویت بدنی و آمادگی برای جهاد هستند، به آنها بگویید بروید دنبال منکرات خودتان در بازارها و روزنامه ها و بگذارید ما بدنمان را قوی کنیم!!!

دوازدهم: هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!
سیزدهم: دروازه باید به جای دو تیرک، سه تیرک داشته باشد، تا مشابه کفار نباشد تا مخالفت شما با قانون بین المللی طاغوتی سازمان فوتبال محقق شود.
چهاردهم: هنگامی که بازیکنی مصدوم شد، نباید بازیکن دیگری را جایگزین او کرد، زیرا این روش، ساخته کفار و مشرکین در آمریکا و … است.
اینها بعضی از شروط و ضوابطی است که مانع تشبّه به کفّار و مشرکین در بازی فوتبال می گردد… من به اجرای این شروط و ضوابط و سپس پرداختن به فوتبال دعوت نمی کنم، بلکه اینها در واقع برای کسی است که توان انجام ورزش های شرعی را ندارد و برای مؤمن صادق، ادلّه نقلی و عقلی مبنی بر تشبّه فوتبال به کفّار کافی است، زیرا انجام بازی فوتبال بغض انسان را نسبت به کفّار متزلزل می سازد، ولی جوانان این امر را شادی و بازی می پندارند (و تحسبونه هیناً و هو عند الله عظیم…).
در پایان امیدوارم که این پیام برای جوانان و دیگران مؤثر و مفید باشد. اللّهم آمین.
به قلم عبد الله النجدی
ریاض-ربیع الاول۱۴۲۳هـ
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 23:39  توسط   | 

خداحافظي "شیعه نیوز"

در حالي كه نزديك دو ماه از فيلترينگ سايت «شيعه‌نيوز» مي‌گذرد، مدير اين سايت با يادداشتي خداحافظي اين سايت از عالم رسانه‌ها را اعلام كرد.

در مطلب وي آمده است: «در روزهاي پاياني سال و همزمان با انتخابات شوراي اسلامي و تعطيلات که همه آماده استقبال از بهار طبيعت مي‌شديم، يکباره پرمخاطب‌ترين سايت خبري فارسي‌زبان شيعه به خزان نشست!

سايتي که توانست با دست خالي و بدون حمايت مالي هيچ سازمان و گروهي با عنايت خداوند به پربيننده‌ترين سايت خبري شيعه مبدل گردد. اين سايت که با رويکرد اطلاع‌رساني اخبار شيعيان به فعاليت مي‌پرداخت، منبع و مصدري براي بسياري از فضلاي حوزه‌هاي علميه، اهل منبر و جامعه فرهيخته از جمله شمار کثيري از سايت‌ها و وبلاگ‌هاي شيعي بود.

يکي از دغدغه‌هاي اصلي «شيعه‌نيوز» پرداختن به اصل ضروي وحدت کلمه شيعي، اسلامي بود آن هم با نگاهي تقريبي، به دور از حب و بغض‌هايي که موجب تضعيف اين تفکر مي‌گردد.

کمرنگ نشان دادن اختلافات سليقه‌اي و بزرگ‌نمايي نقاط قوت بزرگان و علماي شيعه يکي ديگر از اهداف «شيعه‌نيوز» در اين عرصه بود.

از ديگر اهداف «شيعه‌نيوز»، نشان دادن گوشه‌اي از چهره کريه و منافق‌گونه فرقه‌هاي ضاله‌اي چون وهابيت و بهاييت بود.

«شيعه‌نيوز» با احترام به قانون در روزهاي آغازين طرح ساماندهي وزارت ارشاد در اين طرح شرکت نمود و با ثبت خود سعي کرد اين مسير را از مجاري قانوني طي کند. زيرا اساس تفکر «شيعه‌نيوز»، احترام متقابل بود.

همينطور انتظار مي‌رفت در صورتي که «شيعه‌نيوز» مرتکب تخلف يا تخلفاتي گرديده بود، آناني که در ساماندهي ايميل، تلفن و فکس ما را داشتند متذکر مي‌شدند! يقينا هيچ يک از ما بدون اشتباه و معصوم نيستيم اگر چنين بود تاکنون هيچ تصميم نادرستي در سطح مديريتي کشور گرفته نمي‌شد!

اين حرکت غيردوستانه بخش فيلترينگ که يکباره و بدون هيچ اطلاع و تذکري اقدام به فيلتر کردن «شيعه‌نيوز» نمودند موجب آزردگي مديريت و کاربران «شيعه‌نيوز» گرديد. سايت «شيعه‌نيوز» که با رعايت کامل مقررات و ضوابط کشور اقدام به اطلاع‌رساني مي‌نمود و به قضاوت سليقه‌هاي مختلف از هيچ خط قرمزي عبور نکرده بود شايسته چنين رفتاري بود؟

مسئولان محترم حتي به خود زحمت ندادند که علت اين اقدام خود را براي ما توضيح دهند؟ به راستي اصحاب رسانه‌هاي مستقل بايد اين چنين مورد بي حرمتي قرار گيرند؟ آيا وقت آن نرسيده است که در اجراي سياست‌هاي فرهنگي تجديد نظري صورت پذيرد؟

ما هيچ اصراري بر ادامه اين راه در چنين فضايي نداريم زيرا ظاهرا برخي عزيزان هنوز دوستان و دشمنان از هم تميز نمي‌دهند. از دوستاني که در بهار طبيعت، خزان را به «شيعه‌نيوز» و دوستدارانش هديه دادند تشکر مي‌کنيم! اميدواريم با همتي که از آنان سراغ داريم، بتوانند سايتهاي قوي و شايسته‌تري را در راه ترويج فرهنگ علوي و عاشورايي افتتاح و آنان را مديريت نمايند.

اما بايد دانست که چنين بي‌مهري‌هايي باعث مي‌شود شخص يا اشخاصي که بخواهند در آينده دست به اينگونه فعاليت‌ها در فضاي جمهوري اسلامي بزنند، مأيوس شوند و شايد خداي ناکرده آنان براي شروع يا ادامه حرکت فرهنگي خود فضايي غير از فضاي ايران اسلامي را انتخاب کنند که اين يقينا مورد رضاي خداوند، رسولش و اهل بيت عصمت و طهارت و مديران متعهد و با غيرت نظام جمهوري اسلامي نخواهد بود.

در پايان ضمن اعلام تعطيلي سايت خبري تحليلي «شيعه‌نيوز» از تمامي دوستاني که در اين مدت ما را مورد لطف و محبت خود قرار دادند، تشکر مي‌کنيم و از خداوند متعال مي‌خواهيم آناني را که در راه ترويج مکتب حقه و مظلوم تشيع تلاش مي‌کنند را عزيز دارد.


با احترام
مسعود بحريني
سايت خبري تحليلي شيعه نيوز»
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 19:27  توسط   |